مؤلف مجهول

112

ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى )

نموده ، از دريا گذرانيده ، به ولايت خزار رسانيده ، سه روز در آنجا مهماندارى كرده ، به جانب بخاراى شريف آوزاد كرده فرستاد . امير صاحبقران سعادت‌نشان چندى از امراى نامدار را به استقبال آن فرموده ، به درون شهر درآورد . به جاى نيك فروذ آورده بالضرور نوازش فرمود . از آنجا كه به سبب بىانديشگى و بدكردارى سابق دوست محمد خان ، كينهء ديرينه ، آيينهء خاطر مبارك همايون عالى را از حد افزون كدورتمند گردانيده بود ، از اين جهت در اين مورد فراخور فرّ شاهى بايد و شايد شاه كابل را نوازشات شاهانه نفرموده ، هرروزه يك نوع مهماندارى مىفرمود كه سبب اوقات‌گذارى آن جماعت مىشد . القصه ، چند روز را دوست محمد خان بدين نسق گذرانيد بالأخير به ملاحظه دريافت كه از مرآت ضمير آيينه مظاهر امير صاحبقران غبار كينهء ديرينه زايل نگرديده ، علامات آن ظاهر و هويدا مىباشد . جهل افغانى آن غلبه نموده به دستخط خود به خدمت شاه والاجاه عرضه نوشته ، رخصت طلبيده ، گفت كه اگر اجازت عالى شود به همراهى فرزندان و اتباع خود به جانب ولايت خود اراده نمايم . به فرمايش عالى ميران چارولايت يك چيزى اعانت نمايند شايد كه به يمن دولت قوى بنياد عالى باز به وطن مألوف به دستور سابق جايگير شوم . جناب امير عدالت آيين ديانت‌قرين ملتمس آن را مبذول داشته ، مباركنامهء مطلق كرم فرمود كه دوست محمد خان مع اهل و عيال و اولاد و تابعان خود به هر راهى كه رود كسى سدّ راه نشده مانع نشود . پس به اجازت عالى ، شاه كابل مع تابعان خود عزم راه كرده ، ابتداى اوّل به ولايت قرشى رسيده از آنجا به ولايت شهر سبز گذشته ، چند روز استقامت ورزيده ، از آن ولا به راه درهء « سنگر دكه » به جانب ولايت حصار گذشته ، از حصار نيز به راه قباديان عازم گرديده به ولايت قندوز گذشته قرار گرفت . بر ضمير منير آيينه مظاهر سخن‌سنجان پوشيده نماند كه چنانچه كه در وقتش از آمد آمد لشكر فرنگى دوست محمد خان كابلى هراسيده ولايت را همچنان پرتافته برآمده بود ، بعد از برآمدن دوست محمد خان سرهنگان فرنگى مع قوشون بىكران آمده كابل را مسخر نموده ده هزار فرنگى را به طريقهء ايلغر در كابل گذاشته حكومت ولايت كابل را به